natasha


یکشنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۴

دوشنبه 30 خرداد هشتادوچهار
اين سطور ساخته ذهن خودم رو همين طور كه زمزمه مي كردم مامانم نوشت و داد به ددي و اون هم تو اين وبلاگ وارد كرد.(دلش خوشه ها)نه؟

اين نوشته ها تقديم به مامان خوبم

ما گلهاي ناز و زيبا شاد مي مانيم
اما بعضي ها بي تاب در شهر بستني ها
گلها در شهر بستني ها
بعضي تيغ دارند ،بعضي بي تيغند
ما انسانها شهر پر از گل داريم
چونكه ما دوست داريم گلهاي قشنگ ، رنگ و وارنگ
زرد آبي قرمز يا رنگ بنفش
در شهر بستني ها قيفي چوبي در ابر ها
با بستني نوني آب مي خواهند آن بالا
ما دوست داريم گلها و بستني را و مادر خوبمان را



........................................................................................